گل پسر من علي گل پسر من علي ، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 13 روز سن داره
محمد سبحان گلممحمد سبحان گلم، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 13 روز سن داره
مجتبی جانممجتبی جانم، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 13 روز سن داره

♥♥♥خود عشق♥♥♥

ماهی

برای آکواریوم سه ماهی گرفته بودیم ( چون سه نفریم ، بابا -مامان-علی)روز جمعه قرار بر این شد آکواریوم را تمیز کنیم بعد شستشوی کلیه ضمایم آکواریوم ، آب ریختیم و ماهی ها رو ریختیم توی آب اما طفلی ها دوتاشون مردن . علی اینقدر با مزه گفت مامان خدا را شکر یکی زنده مونده .
12 بهمن 1392

مرد کور

  روزی مردی کور روی پله های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود،روی تابلو خوانده میشد:(من کور هستم،لطفا کمک کنید.) روزنامه نگار خلاقی از کنار او می گذشت،نگاهی به او انداخت فقط چند سکه در داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر آن روز روزنامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید،که بر روی آن چه نوشته است؟ روزن...
3 بهمن 1392

پایان شب سیه سفید است

حضرت ابراهيم در بيابانه و شهر ها ميگشت كه از مخلوقات خدا عبرت بگيرد  روزي در بيابان  شخصي  را ديد  كه مشغول نماز است و صدايش باسمانها  بلند شده است  ابراهيم از نمازش متعجب شد نزدش نشست تا از نماز  فارغ شد  ابراهيم به او گفت روش تو مرا خوش امد  و دوست دارم با تو دوستي كنم . هردو به سمت منزل مرد راه افتادند . ابراهيم از او پرسيد كدام روزها  از تمام روزها سخت تر است ؟  عابد گفت :  روزي كه خدا بندگانش را جزا ميدهد بر كردارشان ،  ابراهيم (ع) گفت  بيا تا دعا كنيم  تا خدا ما را از شر چنين روزي در امان نگه دارد و براي گنهكاران مومنين . عابد گفت : من دعا نمي كنم زيرا 3 سا...
3 بهمن 1392